|
نوع عشق |
صميميت |
شور |
تعهد |
|
فقدان عشق |
كم |
كم |
كم |
|
دوستي |
زياد |
كم |
كم |
|
عشق بلهوسانه |
كم |
زياد |
كم |
|
عشق دل انگيز |
زياد |
زياد |
كم |
|
عشق بي روح |
كم |
كم |
زياد |
|
عشق همنشينانه |
زياد |
كم |
زياد |
|
عشق ناصميمانه |
كم |
زياد |
زياد |
|
عشق تما عيار |
زياد |
زياد |
زياد |
برای دیدن بقیه ی متن به ادمه مطلب کلید کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 17:31  توسط محمد
|

پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 15:51  توسط محمد
|
خیلی سخته
خیلی سخته بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه . . . . .
خیلی سخته که عزیز ترین کست ازت بخواد فراموشش کنی . . . . .
خیلی سخته که روز تولدن همه پیشت باشن ولی . . . . .
خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری . . . . .
خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی که تورو نمیخواد . . . .
خیلی سخته که به یکی وابسته بشی و بدونی یه روزی میره که بدونی دیگه فراموشت کرده . . . .
خیلی سخته عاشق باشی و معشوقی نداشته باشی که تو عاشق اونی و اون . . .
.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 8:39  توسط محمد
|

مدت ها بود برای دیدنت به اسمان چشم دو خته بودم چون می اندیشیدم...............
تو چون یک ستاره در اسمان دلم می درخشیدی.....
مدت ها بود برای دیدنت به دریا چشم دو خته بودم چون می اندیشیدم...............
تو مانند یک دریا پاک وزلال هستی
اما امروز..... برای دیدنت به اتش خیره شده ام چون میدانم......................
بعد از رفتنت وجودم را به اتش می کشی...................................
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 16:21  توسط محمد
|